تبلیغات

دانلود رمان پسر غیرتی

دانلود رمان پسر غیرتی

 دانلود رمان پسر غیرتی

خلاصه :
دختر پر از حسرت پر از تنهایی بغض چند ساله . دختری که درونش کشته شد هرچی که اسم از امید دارد پسری پر از غرور پر از قدرت . از جنس سنگ . «خانواده ی قدرت مند . یک ازدواج خانوادگی . یه عقد اسمانی . بله عقدی که با بغض با گریه کمبود وجود …..

پیشنهاد می شود

دانلود رمان عشقم را باور کن

صفحه ی اول رمان:

اه این سری طرف های قراردادمون چقدر زبون نفهم بودن میخواستن مبلغ قرارداد و بیارن پایین و بالاخره با رضایی همکارم راضیشون کردیم خیلی خسته بودم و سریع رانندگی میکردم بالاخره رسیدم خونه در و با ریموت باز کردم و وارد خونه شدم خیلی خسته بودم و سرم درد میکرد از ماشین پیاده شدم و راه پارکینگ تا خونه رو با قدم های محکم مثل همیشه طی کردم و وارد خونه شدم تا پام و گذاشتم داخل سالن آزیتا جلوم سبز شد اصلا حوصله اش و نداشتم حوصله ی هیچکس و نداشتم اخمی که همیشه بین ابرهام خط انداخته و بیشتر کردم

آزیتا: سلام داداش خسته نباشی.

-سلام.

خواست چیزی بگه که گفتم

-الان نه خسته ام.

دوباره دهنش و باز کرد تا چیزی بگه که با اخم گفتم

-الان نه.

و با دست پسش زدم و به سمت اتاقم رفتم در اتاق و باز کردم و وارد شدم خودم و با همون لباسا روی تخت انداختم و چند ثانیه به سقف خیره موندم نگاهم و از سقف گرفتم و نگاهی به اتاقی کردم که الان بیست و شش ساله که دارم توش زندگی میکنم اتاق بیست و چهار متری که دیوارهاش پر شده از عکس های خودم با ژست های مختلف سمت راست اتاق تخت دو نفره ی قهوه ای روشن با رو تختی عسلی کنار میز توالت ست تخت که روش پر شده ازعطر ادکلن از بهترین مارک ها رو به پنجره قدی اتاق که تمام شیشه بود

پیشنهاد می شود

رمان صدای قدم هات | _.zari._ کاربر انجمن یک رمان

تبلیغ

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار